|
طرح ِ ساده یک علامت سوال است نگاهش (از سایت جایزه ادبی)
نه تخصصم به من اجازه نقد این سریال را می دهد و نه من چنین قصدی را دارم.
بلکه صرفا خواستم که با استفاده ای ابزاری از این داستان، نکاتی را که پس از دیدن و شنیدن یک سری از دیالوگها، به ذهنم رسید بیان کنم. داستانی- عاشقانه ای که دارد، بیش از دیگر سوره های قرآن ، از کودکی، برایمان روایت شده. داستانی که برای من همیشه این نکته پارادوکسیکال جذاب را ( البته با نگاه شخصی) در برداشت که زلیخای مطرود در تمام داستان، در پایان، از قِبَل عشق یوسف ، جوان می شود! این داستان نگاه میکردم، زلیخا برایم بیش از هر چیز، نماد زنی قدرتمند و انتخاب گر بود تا زنی بد ذات و حیله گر. هر چند مقوله خیانت در این داستان، موضوع قابل بحثی است که قصد پرداخت به آن را ندارم. سالارانه ای بود که تا به همین امروز- از زمان فراعنه تا عصر اینترنت و تکنولوژی- با آن دست به گریبانیم. روایت یوسف زندانی و به محکمه کشیدن زلیخا و تمام زنانی که دستان خود را از فرط حیرت از زیبایی یوسف، بریده بودند. صرفا به این دلیل که یوسف آزادی خود را مشروط به اعاده حیثیت و اعتراف زنان بر بی گناهی یوسف دانسته بود. گناه است. او پاکدامن و درستکار است . ایراد از ماست. ما گناهکاریم و خواستیم او را به گناه بکشیم و ...! یعنی به وضوح بار مسئولیت ایجاد یک فضای گناه آلود ،بر دوش زنان بود. میشد!؟ به طور حتم داستان به گونه ای دیگر بود! بگوید، زیبایی خودت را بپوشان! تا از دست نگاه نامحرمان در آسایش باشی! هیچ کجا نگفته که حجاب داشته باش تا در امان باشی! و گمراهان ، زنانی هستند که نتوانستند، تاکید می کنم، نتوانستند در برابر این همه زیبایی خود را کنترل کنند! عبارتی(نتوانستن) که عینا با بار معنایی یکسان برای مردان، نتیجه ای متفاوت را ایجاد می کند. نیکویی از او! یک زن زیبا و جذاب، خود بستر گناه است و عامل فتنه. هر خلافی که حول او شکل گیرد، بدون شک، آن زن است که مسئول است و لا غیر. همیشه زن، حتی بدون بزک، با صرف زیبایی خدا دادی، عامل محرک مردان است و مسئول ناتوانی مردان در کنترل خودشان. تا به انجا که از مزاحمتهای خیابانی گرفته تا تجاوزهای وحشیانه، همواره افکار عمومی" کرم را از خود درخت می دانند". البته تا زمانی که سوژه یک زن باشد! بودن میل جنسی را در مردان ، امری ذاتی می داند! می دهد که زنان، از دیرباز در این زمینه کم از مردان نداشته اند. صرفا فرصتهای اجتماعی کمتری برای ابراز علاقه و استقلال و انتخاب در عشق داشته و آموزش های متفاوتی در این راستا ( برای سرکوب آن) دیده اند. آموزشهایی که خود اگاه یا ناخود اگاه، قصد کنترل و تغییر ذائقه و سلیقه جنسی زنان را داشته. به همین دلیل است که زنان هر گاه که فرصت و قدرتی بوده، دست به انتخاب زده اند. چنانچه در کتاب "سیمای دو زن"، اثر مرحوم سعیدی سیرجانی که به روایت داستان "لیلی و مجنون" و "خسرو و شیرین" می پردازد، می بینیم که شیرین شاهزاده، انتخابگر است و موثر، و لیلی که در جامعه بسته تر و سنتی تری است، منفعل است و متاثر. بنا دارند، سنتی متفاوت پیش گیرند، سئوالی است که همیشه از خود میپرسم. ولی در این راستا، آنچه اشکار است این است که زنان هم نباید انفعال پیشه کنند و باید عملا به تغییر نظام موجود کمک کنند. چندی پیش زنی فمینست که از فعالان حقوق زنان در سوئد بود، تجربه جالبی را مطرح کرد. می گفت که یکی از پارکهای شهری در سوئد، پس از ساعت 7 شب، به مکانی نا امن برای زنان تبدیل شده و جرائمی نسبت به زنان در آن اتفاق افتاده بود. شورای شهر تصمیم گرفت که برای رفع این مسئله، مانع ورود زنان به آن پارک، از ساعت 7 شب به بعد بشود. به این تصمیم بیان داشتند که، چرا همواره باید زنان پاسخگوی هزینه های ناشی از نا امنی های اجتماعی باشند. اگر قرار بر ممنوعیت به ورود در پارک است، ورود مردان را پس از آن ساعت، ممنوع کنید. مسائلی است که جای خالی آن در روابط اجتماعی ما به شدت به چشم می خورد. مخیله شان، تصویری از وضعیت زنان ، محرومیت ها و محدویتهایشان ندارند. به همین دلیل همواره شاهد تشدید و باز تولید وضعیت موجودیم. وضعیتی که به طول یک تاریخ ، زنان را عاملان جرم و گناه و " بلا" دانسته است. دارد. نگاهی که زنان ، راویان آن هستند. و در این زمینه، به نظر من، برای تغییر وضع موجود، بیشترین بار آموزشی، به دوش زنان است. و شجاعت زنان در پا فشاری بر خواسته ها و جدی گرفتن خودشان، بن مایه چنین آموزشها و حرکت هایی است. آموزشهایی که به تخریب الگوهای سنتی و تولید الگوهای برابری خواهانه و انسانی می پردازد.
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر راز این حلقه که انگشت مرا این چنین گرفته است به بر راز این حلقه که در چهره او اینهمه تابش و رخشندگی است مرد حیران شد و گفت: حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است همه گفتند مبارک باشد دخترک گفت: دریغا که مرا باز در معنی ان شک باشد سالها رفت و شبی زنی افسرده نظر کرد بر آن حلقه زر دید در نقش فروزنده او روزهای که با امید وفای شوهر به هدر رفته هدر زن پریشان شد و نالید که وای وای این حلقه که در چهره او باز هم تابش و درخشندگی است حلقه بردگی و بندگی است فروغ فرخزاد
شاید در بین دختر خانوم های که دارن این مطلب رو میخونن بعضی ها گواهینامه گرفته باشن و شاید
همون بعضی ها به پیشنهاد دیگرون(حتما آقایون) با مربی مرد کلاس گرفتن ( این باور غلط که رانندگی آقایون بهتره) باید به این دسته از دختر خانوم ها گفت که اشتباه میکنند .... رئيس پليس مرکز پيام راهور تهران اعلام کرد: بانوان تنها عامل 10 درصد کل تصادفات اعم ( خسارتي _جرحي ) در پايتخت را شامل مي شوند. سرهنگ "سعيد اسماعيلي "روز يکشنبه به ايرنا گفت: ازابتداي سال جاري تاکنون (نه ماهه گذشته ) حدود 140 هزار فقره تصادف درشهرتهران اتفاق افتاده است که از مجموع اين تعداد 12 هزار راننده متخلف زن و 105 هزار راننده متخلف مرد بوده اند. وي بيشترين سن تصادفات بانوان را بين رده سني 25تا 40 اعلام کرد و گفت : خانمها قوانين رانندگي را بيشتر رعايت کرده و به لحاظ سرعت مطمئنه با دقت بيشتري رانندگي مي کنند. اسماعيلي با تفکيک ميزان تحصيلات رانندگان خسارت ديده، اظهارداشت: ازکل رقم اعلام شده 32 هزار راننده زير ديپلم ، 83 هزار نفر ديپلم ، 6 هزارنفر فوق ديپلم ، 10 هزار نفر ليسانس و دو هزار و 400 نفر فوق ليسانس به بالا بوده اند. اين مسوول با اشاره به آمار تخلفات،گفت: بر اساس آمار جرائم موجود ، طي 9 ماهه گذشته ، بيش از 6 ميليون تخلف در سطح شهر تهران صورت گرفته است که پليس طي اين مدت اقدام به جريمه متخلفان کرده است. اسماعيلي تاکيد کرد: طي سال جاري ، آمار تخلفات در سطح پايتخت به طور ميانگين 17 درصد رشد داشته است باز هم سر حرفتون هستید؟؟؟؟؟؟؟؟
چرا وقتی که اسم از زن و حقوق زنان می آید ما زنان با بی حوصلگی و بی تفاوتی از آن رد میشیم؟ و با خودمون هم میگم کی حوصلشو داره؟واقعا چرا؟ چراکه هرکه در این حیطه فعالیت میکند باچشم دیگری نگاه میکنیم چرا خودمان ازحرفهای خودمانی خودمان فرارمیکنیم ... چراهرکس حرف ازحقوق برابری زن ومرد میزند اولین چیزی که به ذهن مان میرسد به بیراهه رفتن اوست ؟ چرادربحث های زنان دیروز وامروز از غذای دیشب. شوهردیگری . مدرسه بچه ها . گرانی و.... صحبت کنیم ولی درمورد حقوق خود حرفی نزنیم مگر دیروز وامروز فرقی ندارد مگر نباید پیشرفت کرد طرز تفکر پیشرفت ندارد ؟؟؟ من که خود دخترایرانی ام ودر ایران وبین زنان ایرانی بزرگ شده ام بی حوصلگی وبی میلی زیادی را در این باره می بینم . ازشما که دخترید می پرسم چرا ؟؟؟ چرا فرار.....
|
About![]()
Archives87/10/01 - 87/10/30Links
قصه های سارا |